X
تبلیغات
دخترك عاشق ودلتنگ

دخترك عاشق ودلتنگ

بلاخره اومدم با یه خبر خوب(پست ثابت)

زندگی را طی کن آنگاه که به بلندترین قله هایش رسیدی لبخند خود را نثار تمام سنگ ریزه هایی کن که پایت را خراشیدند

*دکتر علی شریعتی*

سلاااااااااام دوسای نتی خودم بلاخره

بعداز2ماه و19روز اومدم تا آپ کنم اول

ازهمه دلم برای دوسای باوفای نتیم و وبم خ

تنگیده بود دوم اینکه اومدم یه خبری بدم

ک خودم و خ خوشحال کرد حالا شما ها رونیدونم

برین ب ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 10:19  توسط نازنین  | 

ولنتاین مبارک

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است

زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن

تا با تمام وجود به او بگوییم

عشق من روزت مبارک

میدونی ولنتاین یعنی چی؟ یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده و تا آخر عمر هم
عاشقانه عاشقش باشه
عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک

واسه روز ولنتاین دوتا ستاره تقدیمت می کنم

یه ستاره پر بوسه که دلم بی تو نپوسه

یه ستاره پر امید واسه هر کی تو رو دید

ولنتاین مبارک

http://enntezarebipayan.persiangig.com/531193_398207243571840_94017544_n.jpg

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم بهمن 1391ساعت 12:4  توسط نازنین  | 

حافظ

الان یه فال برا خودم گرفت خ خوشم اومد و تصمیم گرفتم بذارمش تو وبم

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 21:49  توسط نازنین  | 

دیشب....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 14:57  توسط نازنین  | 

شهادت حضرت فاطمه

دکتر شریعتی:

خواستم بگويم، كه فاطمه دختر محمد است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه همسر علي است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر حسين است.

ديدم كه فاطمه نيست.

خواستم بگويم، كه فاطمه مادر زينب است.

باز ديدم كه فاطمه نيست.

نه، اين‌ها همه هست و اين همه فاطمه نيست.

«فاطمه، فاطمه است»

می خواست رخش پیش عدو زرد نباشد

ای کاش یکی بود در آن کوچه و می گفت


آن کس که به زن حمله کند، مرد نباشد  

فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرا سلام الله عليها را به همه مومنان تسليت عرض ميکنمم

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 22:7  توسط نازنین  | 

مورچه و سلیمان

روزی حضرت سلیمان مورچه ای را در پای کوهی دید که مشغول جابجا کردن خاک های پایین کوه بود.
از او پرسید: چرا این همه سختی را متحمل می شوی؟
مورچه گفت: معشوقم به من گفته اگر این کوه را جابجا کنی به وصال من خواهی رسید و من به عشق وصال او می خواهم این کوه را جابجا کنم.
حضرت سلیمان فرمود: تو اگر عمر نوح هم داشته باشی نمی توانی این کار را انجام بدهی.
مورچه گفت: "تمام سعی ام را می کنم...!"
حضرت سلیمان که بسیار از همت و پشتکار مورچه خوشش آمده بود برای او کوه را جابجا کرد.
مورچه رو به آسمان کرد و گفت: خدایی را شکر می گویم که در راه عشق، پیامبری را به خدمت موری در می آورد ...

چه بهتر که هرگز نومیدی را در حریم خود راه ندهیم و در هر تلاشی تمام سعی مان را بکنیم، چون پیامبری همیشه در همین نزدیکی ست ...
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 21:46  توسط نازنین  | 

خداحافظ گل لادن

خداحافظ گل لادن تمام عاشقو باختن

ببین غم گریه ها از عشق چه زندونی برام ساختن

تو این شبای تو در تو خداحافظ گل شب بو

هنوز آوار تنهایی داره میریزه از هر سو

خداحافظ گل پونه که بارونی نمیتونه

تلسم بغض و برداره از این پاییز دیونه


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 21:45  توسط نازنین  | 

کاش...

کاش عشق را از پلک های خود می آموختیم;

پلک هایی که تا وقتی خون در رگ هایشان جاری است هر دم بر هم بوسه می زنند.

پلک هایی که از سحر تا پاسی از شب،برای در آغوش کشیدن هم لحظه شماری میکنند.

پلک هایی که حتی برای دقیقه ای کوتاه هم نمی توانند دوری از یکدیگر را تاب بیاورند.

پلک هایی که در لحظه مرگ هم در آغوش یکدیگر جان میدهند.

عشق را باید از آن ها آموخت!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 20:31  توسط نازنین  | 

شانه هایت ...

سر بروی شانه های مهربانت میگذارم

عقده ی دل میگشایم

گریه ی بی اختیارم

از غم نامردمی ها بغض ها در سینه دارم

شانه هایت را برای گریه کردن دوست دارم
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 14:28  توسط نازنین  | 

فریاد دل

دلم برای دیدنت هرروز بی تابی میکند...

صدایم را میشنوی ؟!! این صدای من نیست صدای گریه های شبانه قلبی است که در عمق سینه ام به جای خالیت نگاه میکند و چه غریبانه و چه بی کَس در تنهایی خود با زانو های در بغل گرفته تن زخم دیده اش را با اشک میشوید......

کسی نیست .....گریه کن شاید آرام شوی....

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم فروردین 1391ساعت 20:50  توسط نازنین  | 

خدایا آخه چرا

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 0:53  توسط نازنین  | 

خیلی خوشحالم

دوووووست دارم عشقم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم فروردین 1391ساعت 16:44  توسط نازنین  | 

نمیدونم

خداااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااایا امیدم به توإ

نه به خلقه روزگار


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 12:33  توسط نازنین  | 

مدتهاست

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم فروردین 1391ساعت 1:45  توسط نازنین  | 

سال نو مبارک

برایت اینگونه دعا میکنم! خدایا به جز خودت به دیگری واگذارش نکن!

تویی پروردگار او!

پس قرار ده بی نیازی در نفسش٬یقین در دلش

                                         اخلاص در کردارش٬روشنی در دیده اش

                                                               بصیرت درقلبش و روزیه پر برکت در زندگیش

آمین

سال نوی همه شما نتیا مبارک

امیدوارم سال خوب وبی دغدغه

وخوشی داشه باشین دوس جونیام

ودر آخر امیدوارم همه عشاق اگه به صلاحشونه بهم برسن و

 خوشبخت شن

الهههههههههههی آمین


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم اسفند 1390ساعت 11:48  توسط نازنین  | 

حواس

حواسم راهرکجاپرت میکنم بازهم کنارتومی افتد
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 19:30  توسط نازنین  | 

نهایت عشق

گاهی دلتنگی ها زیر نقاب تیره سکوت پنهان میشوند بازهم بیصدا دلتنگتم

هزار کلمه بر جای خالیت گذاشتم ولی پرنشد فهمیدم که از جنس بی نهایتی

بی نهااااااایت عاشششششششششششششششششقتم عشقم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و ششم اسفند 1390ساعت 10:35  توسط نازنین  | 

بی تو هرگز

 

وقتی که دنیا دود شد شاید فراموشت کنم

کاشانه ام نابود شد شاید فراموشت کنم

آسان زدستم داده ای باشد به این هم راضی ام

وقتی که اشکم رود شد شاید فراموشت کنم

تا حال زدستت این چنین سیلی براحساسم نخورد

باشد بزن بدتر بزن

اما به دستانت قسم وقتی که تارم پود شد

شاید فراموشت کنم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 22:22  توسط نازنین  | 

زخم

زخمی عمیق بر پهلویم است

روزگار قدری نمک میپاشدومن پیچ و تاب میخورم

ومردم گمان میکنند که

من

مستم و میرقصم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:19  توسط نازنین  | 

دلتنگتم عشقم

نجوم نخوندم ولی میدونم توی هفتا آسمون یه ستاره  هم ندارم

فیزیک نخوندم ولی میدونم واحدعشق وات و کالری نیست

زیست نخوندم ولی میدونم قلب همون دله که میتونه برای یکی

تنگ بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390ساعت 20:17  توسط نازنین  | 

تکیه به شونه هام نکن

❤❤ تکیه به شونه هام نکن من از تو افتاده ترم

                                                   ما که بهم نمیرسیم پس دیگه بذار برم

کی گفته به جرم عشق یه عمری پرپرت کنم؟

                                                   حیف تو نیست کنج قفس چادر غم سرت کنم

من نه قلندر شبم نه قهرمان قصه ها

                                                   نه بنده ی حلقه به گوش نه لایق ستایشم

نه قابل نوازشم فقط بدون تا عمر دارم دوست دارم ❤❤

+ نوشته شده در  جمعه پنجم اسفند 1390ساعت 15:49  توسط نازنین  | 

آخخخخخخخخخخخخخخخخخخخخ

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 9:54  توسط نازنین  | 

گلایه

يادت باشه....گاهي وقت ها مثلا اخر شب ها كه مي خواي بخوابي يه دل تنهايي هست كه يكم اون ورتر مي تپه براي تو

 

تو زندگي 3 لحظه اش زيباست :ديدن تو...........خنديدن تو..........بوسيدن تو..........

 

اگه 3 ثانيه به عمرم باقي باشه: ثانيه 1 نگات مي كردم ........ثانيه2  صدات مي كردم.........

ثانيه 3 گريم مي گرفت ......چون فرصت نكردم كه بهت بگم دوست دارم...........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم بهمن 1390ساعت 0:41  توسط نازنین  | 

چقد انتظار؟؟

منتظر لحظه ای هستم که دستانت را بگیرم در چشمانت خیره شوم
دوستت دارم را بر لبانم جاری کنم منتظر لحظه ای هستم که در کنارت
بنشینم سر رو شونه هایت بگذارم....از عشق تو.....از داشتن
تو...اشک شوق ریزم منتظر لحظه ی مقدس که تو را در آغوش
بگیرم بوسه ای از سر عشق به تو تقدیم کنم وبا تمام
وجود قلبم وعشقم را به تو هدیه کنم اری من تورا دوست دارم
وعاشقانه تو را می ستایم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390ساعت 2:27  توسط نازنین  | 

دوست دارم عشقم

عشق یعنی پاکی

عشق یعنی اطمینان

عشق یعنی زهر شیرین که دکترهانمیتونن درمانش کنن


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 23:55  توسط نازنین  | 

ولنتاین

امروز روز سپاس گذاری از خداوند است
زیرا که عشق را آفرید تا یادمان باشد کسی هست برای عاشق بودن
تا با تمام وجود به او بگوییم
عشق من روزت مبارک


میدونی ولن یعنی چی؟؟یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده وتا آخر عمر هم عاشقانه عشقش رو دوست داشته باشه وعاشقش باشه ولنتاین مبارک عشقه من

بزرگترین جراح و متخصص عالم قلب ما دو تا را با شکوه و زیبایی تمام به هم پیوند زد

زتمام بودنی ها تو فقط ازآن من باش ، که به غیر با تو بودن دلم آرزو ندارد  روز عشق مبارک


اي دوست به جز عشق تو در سر من هوسي نيست
جز نقش تو بر صفحه ي دل نقش کسي نيست
ولنتاينت مبارک عشقم

عشق من تو باش نه براي اينکه در اين دنياي بزرگ تنها نباشم.تو باش تا در دنياي بزرگ تنهاييم تنها ترين باشي . ولنتاین مبارک


مهم نیست ولنتاین یا سپندار مذگان
هر دوبهانه اند برای اینکه به تو بگویم
.
.
.
.
بی بهانه دوستت دارم

دلم همچو آسمان،پر از ابرهاي بارانيست، اي کاش دلم امشب بگريد، شايد که بغض عشق در چشمانم بشکند . عزیزم ولنتان مبارک

 

می دونستی اشک گاهی از لبخند با ارزش تره؟ چون لبخند رو به هر کسی می تونی هدیه کنی اما اشک رو فقط برای کسی می ریزی که نمی خوای از دستش بدی




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390ساعت 0:4  توسط نازنین  | 

آشتی آشتی فردا میریم تو کشتی

*در کشور من مردم با نفرت بیشتری به صحنه ی بوسیدن دو عاشق نگاه میکنن تاصحنه ی اعدام >زندگی با چنین مردمانی دردناک است.................:"شریعتی"*

*بدون عشقش قادر به انجام هیچ کاری نیستم، با عشقش چیزی وجود ندارد که نتوانم انجام دهم*

*تنها یک  نوع خوشبختی در زندگی وجود دارد: عاشق بودن و معشوق بودن*

*درمانی برای عشق وجود ندارد مگر بیشتر عشق ورزیدن*

*نوشتم حرف دل تا تو بخوانی / که چون دورم ز تو، دردم بدانی / به غیر از تو کسی را من ندارم، تو را تا بی نهایت دوست دارم*

*کاش بر ساحل رودی خاموش عطر مرموز گیاهی بودم، چون بر آنجا گذرت می افتاد به سروپای تو لب میبوسیدم*

*باز این خاطره ها را عشق است / دیدن دوباره ی خواب تو را
عشق است / گرچه دورم ز تو ای ناب تر از هر رویا / انتظارو شوق دیدار تو را عشق
است
*

*فروغ چشم بر آبم تو هستی / دلیل اینکه بیتابم تو هستی /
گرچه آدمی ناچیز هستم / خدارو شکر دنیایم تو هستی
*

*پروانه به شمع بوسه زد ،بال وپرش سوخت،بیچاره ازاین عشق فقط سوختن آموخت
فرق من وپروانه دراین است.پروانه اگربال وپرش سوخت من ازدوری عشقم جگرم سوخت
*

*ای توتنهاخوب دنیا،بی تومن تنهاترینم باتومن خاک زمینم*

*من شعر سکوتم را در گوش تو
خواهم خواند، شب هاي بلندم را با
ياد تو خواهم ماند، من ريشه ي
عشقم را در قلب تو خواهم کاشت،
آن صحبت اول را در خاطره خواهم داشت
..*

*لـبهـایت را می خواهـم نـه از برای بـوســه که برای درمان درد انـتـظارم

آن زمان که امواج صدایت را تـبـدیـل می کـند بـــه :دوستـت دارم ... *

*یه شب قرار گذاشتیم که اگه ستاره های آسمون فرد شد من تورو ببوسمت. اگه زوج شد تو منو ببوسی ، ولی تو خوابت برد تا صبح من بوسیدمت*

*نیست در این گفته من وسوسه ای / گر تو به من قرض دهی بوسه ای

بوسه ای دیگر سر آن مینهم / لحظه دیگر به تو پس میدهم !*

*طبیبی را گفتند درمان عشق چیست؟ گفت شش بوسه از شش گوشه لب، دو تا صبح دوتا ظهر دو تا شب*

*اگر نمی دیدمت ازت خوشم نمیامد. اگر ازت خوشم نمیام د عاشقت نمی شدم. اگر عاشقت نمی شدم دلم برایت تنگ نمی شد. امادیدمت، عاشقت هستم و دلتنگت خواهم شد*


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم بهمن 1390ساعت 22:59  توسط نازنین  | 

جدایی به همین راحتی ها نی

از تو به یک حرف ناروا نکشم دست
وز سر راه تو دلربا نکشم پا
عاشق زیباییم اسیر محبت
هر دو به چشمان دلفریب تو پیدا

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
چنین گفت زرتشت:...عاشق عاشقی باش و دوست داشتن را دوست بدار. از تنفر متنفر باش، به مهربانی مهر بورز، با آشتی آشتی کن و از جدایی جدا باش

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

از تو به یک حرف ناروا نکشم دستمنو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

اینقدر نگو : اگه ببخشم کوچک می شوم ، اگه با گذشت کردن کسی کوچک می شد ، خدا اینقدر بزرگ نبود .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
یه روزی گله کردم من از عالم مستی
تو هم به دل گرفتی دل ما رو شکستی
من از مستی نوشتم ولی قلب تو رنجید
تو قهر کردی قهرت مصیبت شدو بارید
پشیمون و خستم اگه عهدی شکستم
آخه مست تو هستم اگه مجرم و مستم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

مهم نیست کی مقصر است
 باور کن مهم این است که یادمان باشد عمرمان کوتاه است
 در پایان زندگی خواهیم گفت: کاش فقط چند لحظه بیشتر فرصت داشتیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ناگفته های مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم پس نازنین بیا آشتی کنیم با مهر

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *
جنس من از آهن و از سنگ نیست
من دلم تنگ است و یار دلتنگ نیست
حال دل از من نمیپرسی چرا
حال پرسیدن که دیگر ننگ نیست

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

منو ببخش تنهام نزار ، برای آخرین بار

تنهام نزار ، بی من نرو ، نگو خدانگهدار

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

من رو ببخش نه به خاطر اینکه من لایق بخشش هستم بلکه تو لایق ارامش هستی من ارامش تو رو حتی به ارامش خودم نیز ترجیح میدم

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *


برام بمون ، بهونه باش برای دل سپرد/نزار که آرزوم بشه یه روزی بی تو مردن



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم بهمن 1390ساعت 0:0  توسط نازنین  | 

چقدر سخته

چقدرسخته منتظربهارباشی زمستون از راه برسه

چقدر سخته از دیدنش خوشحالبشی ولی اون ناراحت

چقدر سخته وقتی میبینیش فقط براش اشک بریزی

چقدر سخته دوسش داشه باشی ولی اون باور نکنه

چقدر سخته عاشق بشی ولی باور نکنه

چقدر سخته بخوای خودتو از تنهایی دربیاری ولی نتونی

چقدر سخته تو تنهایی اسیر بشی

چقدر سخته شبا براش اشک بریزی ولی باور نکنه

چقدر سخته از تنهایی اشک بریزی

چقدر سخته بخوای بگی دوسش داری ولی نتونی

چقدر سخته تو تنهایی خودت قدم بزنی

چقدر سخته تو تنهاییت کسی مزاحم باشه

چقدر سخته دعا کنی و بدونی مستجاب نمیشه

چقدر سخته................

چقدر سخته................

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 22:54  توسط نازنین  | 

بی تو نمنیتونم

دلم واسه اول دبستان تنگ شده
که وقتی تنها یه گوشه حیاط مدرسه وایسادی…
یه نفر میاد وبهت میگه:میای باهم دوست شیم

********

اگر امشب هم از حوالی دلم گذشتی آهسته رد شو غم را با هزار بدبختی خوابانده ا

******** 

اگه یه روز رفتی و برنگشتی بهت قول نمیدم منتظرت میمونم اما ازت یه خواهش دارم وقتی اومدی یه شاخه گل رو قبرم بزاری

******** 

درست است که نمی روی ، اما از آمدنت هم خبری نیست . . .

میتوانی به حساب سادگیم بگذاری که با تمام کم لطفی هایت هنوز دوست دارم . . .

******** 

لا لا لا لا نخواب دنیا خسیسه / واسه کمتر کسی خوب مینویسه
یکی لبهاش همیشه غرق خندست / یکی پلکهاش تو خوابم خیسه خیسه

********

نمیدانم گنجشکها که آنقدر شبیه به هم هستند چطور همدیگر را می شناسند؟؟؟؟ و نمیدانم چقدر شبیه من هست که تو دیگر من را نمی شناسی…..

********* 

در یک آشنایى دوستانه ، ما با هم دست دادیم…
تو فقط دست دادى و من…
همه چیزم را از دست دادم.


*********

چه سخته به کسی که دوستش داری بال و پر بدی اما وقتی پرید واسه یکی دیگه بپره

*********

میدونی چرا باختی؟
چون وقتی خواستی من ببازم یادت رفت که من یارت بودم نه حریفت

********

بغض هایم را نگه میدارم. بعضی وقت ها سبک نشوم سنگین ترم…

*********

کاش میدانستی …
که جهـانم بی تو الف ندارد … !!!

********* 

نمي دانم چرا چشمانم گاهي بي اختيار خيس مي شوند،ميگويند حساسيت فصليست،آري من به فصل فصل اين دنياي بي تو حساسم.

********

بودن با کسی که دوستش نداری

ونبودن با کسی که دوستش داری هر دو رنج است

پس اگر همچون خود نیافتی

همچون خدا تنها باش . . .

*********

دوستت دارم ها رو بگین

قبل از اینکه

به دوستت داشتم تبدیل بشن . . .

*********

نه عشقم را به بازي بگير
و نه بازيت راعاشقانه جلوه بده
من زاده احساسم !

*********

هــر کی عـــاشق ميـشه ميگه :مـی مـيرم بـــرات. چـــرا نميگه می مـونم بـــاهـات ؟

********

من ، تو ، ما ، یادت هست ؟… تمام شد ! حالا : تو ، او ، شما … من هم به سلامت !

********

همانند پلی بودم برای عبورت ، به فکر تخریب من نباش ، رسیدی دست تکان بده ، من خود فرو می ریزم

********

امـروز باز هـم پستچی پیـر محله مـا نیامـد؛ یا باید خانه ام را عوض کنم یا پستچی را؛ تو که هر روز برایم نامه مینویسی؛ مگر نه …؟

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم بهمن 1390ساعت 1:35  توسط نازنین  |